تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ
بزرگترین قهرمانان افسانه یی یونان با ستان

پرسیوس : پسر زئوس قاتل مدیوسا (که دئوی ماده و بالدار بود و موهای سر او را مارهائی تشکیل میدادند و هر کس که چشمش به مدیوسا میافتاد فورا مبدل به سنگ می شد.) بود. پرسیوس با داس و سپری جادوئی و کفشهای بالدار خود و کلاهخودی که او را نامرئی کرد بر سرمدیوسا فرود می اورد و او را از بدن جدا می کرد

بلروفون : او اسب بالداری موسوم به پگاسوس دستگیر و رام کرد و بر آن سوار شد و جانور مخیب افسانه ای آتش نفس را که نیمی از بدنش چون شیر و قسمتی چون بز و بخشی هما نند مار بود کشت.

آتا لانتا : زن شکارچی زیبائی که از تمام مردان تند تر میدوید. عهد کرد که تنها با مردی زناشوئی کند که از او تندتر بدود. هنگامی که هیپ پومنس با وی به مسا بقه دویدن پرداخته بود در اثنای دویدن سیب زرینی جلوی پای وی انداخت و چون اتلانتا خواست ان را بردارد مسابقه را باخت!و با هیپ پومنس ازدواج کرد!!!!

هرکول : نیرومندترین قهرمان یونانی که موافقت کرد که اسمان ها را بر دوش گیرد.تا انکه اطلس مغولی برای چیدن سیب های زرین بوستان هسپرید به باختر دور برود.!زیرا هرکول برای انجام ازمایشهای 12 گانه به سیبهای طلایی احتیاج داشت.اما اطلس حیله کرد که هرکول را در همان حال بگذارد و سیبها را برای خود بردارد.هرکول که مطلب را دانست او را فریب داد که برای لحظه ای اسمان را نگه دارد.سپس سیبها را برداشت و به راه خود ادامه داد.!!!!

تزیوس : او غول ادم خواری را که میناتور نام داشت و سر گاو نر داشتونزد شاه کرت نگه داشته می شد کشتو با اردیانه دختر شاه که به او کمک کرده بود گریخت.!!!!!!!!!

اسکلپیوس :پسر اپولو قهرمان پزشکی یونان که می توانست مرده را از قبر بیرون بیاورددر اثر شکایت هادس خدای زیرزمین زئوس خدای بزرگ وی را با اذرخش خود به قتل رسانید. اما بعد ها او را زنده کرد و به مرتبه خدایی رسانید!!!!!!

کاستور و پوللوکوس : دو قلوی جدا نشدنی و اسب سوارانی مشهور بودند . هنگامی که کا ستور کشته شد. پولوکوس ان قدر غمگین شد که زئوس به وی اجازه داد نزد برادرش به اسمانها برود.تا به شکل صورت فلکی در امدند.!

اورفیوس : موسیقی دان و نوازنده هنگا می که عروسش اوریدیس در گذشت به جهان زیرزمینی نزول کرد تا او را نجا ت دهد در آنجا نوازندگی وی ها دس را تکان داد و حاضر شد اوریدیس را آزاد کند. به شر ط آ ن که اورفیوس به اوریدیس نگا ه نکند تا وقتی که هر دو به جهان روی زمینی رسیده باشند.اما اورفیوس تنها یک آن زودتر از وقت مجاز سر را به عقب برگردانید و اوریدیس را نگریست!!!!!!!!! اوریدیس بلافاصله به سوی تاریکی لغزید و تا ابد ناپدید شد
کادموس : شهر تب را در یونان به وسیله کاشتن دندانهای ا ژده ها ئی که کشته بود بنا کرد و هر جا که این دندانها بر زمین افتاد مردان مسلح از خاک روئید ه ویکدیگر را کشتند تا پنج نفر از آنها باقی ماندند و کا دموس با کمک آنها این شهر را بنا کرد.

جا سون : به رهبری عده ای برای به دست آوردن پشم زرین از کولکیس واقع در سواحل دریای سیا ه عا زم آن دیار شد. مدئا دختر شا ه کوکلیس عاشق او شد و ماری را نگهبا ن درخت پشم زرین بود و آرام و به خوا ب کرد تا قهرما ن پشم زرین را چید و به سلامت به یونان بازگشت

دائه دالوس : او صنعتگری ماهر بود و بالها ئی برای خود و پسرش ایکاروس ساخت و آنها را با موم به بدن شان چسباند و به پسرش گفت که مبادا باارتفاعات زیا د پرواز کند. اما پسرش حرف پدر را نشنید و تا نزدیکی خورشید پرواز کرد و گرمی آفتاب موم را ذوب ساخت و ایکاروس سقو ط کرد و مرد.

آشیل : دلپذیر ترین قهرما نیونا نبودند که در محا صره ی شهر تروا در آسیای صغیر به جنگ پرداختند. آژا کس چون کوه قدرت مقاومت داشت و دلاوری جنگی بود. اودیسه در تدبیر و کاردانی و حیله بی ما نند بود. اما آشیل معروف به "تند پا" زیبا روی و مودب و مانند خدایان و از همه ی آنها مرتبه اش بالاتر بود. وی ترجیح داد که در جوانی با افتخار بمیرد و چون با تیر پاریس تراوائی که به پاشنه او اصابت کرد ( پاشنه اش تنها نقطه زخم پذیر بدن او بود ) از پای درآمد و سبب شد که هر سه قهرمان در صحنه آخرین و فراموش نشدنی با هم گردآیند. در این صحنه آخرین اودیسه باخونخوارای جلو سربازان تروا را گرفت در حا لیکه اژاکس جسد اشیل را از میدان جنگ بیرون می برد.!!



طبقه بندی: افسانه ها واسطوره ها، 
[ یکشنبه 1 اسفند 1389 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :