تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ

دسته پنجم

شامل دوازده خدای بزرگ المپکه فرمانروای دیگر خدایان زیردست بوده ، پرستش می شدند. چنانچه در ستایش آنها وپیشکش نمودن قربانی و شراب کوتاهی رخ می داد موجب کیفر می شد. آرتمیس (Artemis) ،آفرودیت (Aphrodite) و دیانیسوس که دارای امتیازات و دایره هحدودتر قدرت بودند ، بهویژه نسبت به این امر هوشیار و مراقب بودند.
دوازده خدای بزرگ المپ بر تمام جنبههای زندگی انسان تسلط داشته ، آنها را اداره می کردند. زئوس (Zeus) بر سرنوشت ،فرمانروایی و آب و هوا خدایی می کرد ؛ هرا (Hera) بر زنان ، ازدواج و زایمان ؛پوسدن (Poseidon)، برادر زئوس ، بر دریاها و رودها،اسبها و زمین لرزه ها؛ دیمتر (Demeter) بر کشاورزی و زندگی پس از مرگ ؛ آتنه (Athene) بر پیشه و هنر و نیز خدایرایزنی بود ؛ هیفستس (Hephaestus) خدای آتش و فلزکاری ؛ آرس (Ares) خدای جنگ ؛آفرودیت (Aphrodite) خدای عشق ؛ آپولون (Apollon) خدای موسیقی ، غیبگویی و بیماری وشفا ؛ آرتمیس (Artemis) خدای شکار ، بیابان و کودکان ؛ هرمس (Hermes) خدای سفر ،داد و ستد و چارپایان اهلی و دیونیسوس (Dionysos) خدای شراب ، جنون و زندگی پس ازمرگ.
دیگر خدایان پانتئون در دایره قدرت یکی یا چند خدا از خدایان المپ قرار میگرفتند.
برخی منابع به نادرستی هادس (Hades) ،پیشگوی مرگ را در میان دوازده خدایبزرگ المپ دسته بندی می کنند در حالی که او هیچ نقشی در زندگی جانداران نداشت ومعمولا پرستش نمی شد. بلکه دیمتر و دخترش پرسفون (Persephone) و دیونیسوس به عنوانخدایان زندگی پس از مرگ پرستش می شدند.
هر یک از خدایان المپ نشانه های ویژه ایداشتند که در نقاشیهای به جای مانده به ویژه نگارهای روی ظروف و گلدانها در کناراین خدایان به چشم می خورد.زئوس به همراه برق و آذرخش ، شاخه ای از درخت کنار یاهمان لوتوس و عقاب نگارگری می شد.پوسدن یا نپتون نیزه ای با چنگک سه سر داشت که درلاتین Trident نامیده می شود . (Tri به معنی سه و dent یا Dens به معنیدندانه).نقاشیهای هرا نیز با شاخه ای از درخت کنار ، تاجی بر سر و شیر نر همراهبود.نشان دیمتر نیز دانه جو و حبوبات و شاخه کنار و یک مشعل بود. آتنه و آرس با خودو نیزه ، آفرودیت نیز با فرزندش اروس. هیفستس با پتک و انبر و یک درازگوش. آپولوننیز با تاجی از برگ غار ( در یونان باستان آن را به نشانه افتخار بر سر می نهادند) و همچنین یک چنگ و تیر و کمان که به همراه نیزه های شکار و آهویی کوهی در کنارنقاشی آرتمیس نیز جلب توجه می نمود، نقاشی شده است.هرمس نیز با کلاه لبه پهنی - کهیونانیان به آن Petasos می گفتند- و چکمه های بالدار در نقاشیهای به جای مانده ازیونان باستان قابل تشخیص است.دیونیسوس نیز به همراه درختان تاک و پلنگی نقاشی میشده.

دسته ششم


شامل هیولاها ، غول ها و حیواناتی چون اژدها می شد.اسطوره شناسی یونان پر است از بسیاری از این هیولاها ،از غول ها ، اژدها ها و دیو ها گرفته تا قنطورس ها (Centaur) ، مخلوقات افسانه ای با بالاتنه انسان و پایین تنه اسب یا اسفینکس ها (Sphinx)، موجودات افسانه ای دارای بدن شیر و سر و سینه زن و یا گریفین ها (Griffin) ، مخلوقات افسانه ای با سر و بالهای عقاب و بدن شیر.همچنین جانوران افسانه ای از قبیل قوچ زرین پشم و پگاسوس (Pegasus) اسب بالدار نیز در میان اساطیر دیده می شوند. از دیگر هیولاها (Monster) می توان به نمومه های زیر اشاره کرد:

مینوتروس (Minotauros) مخلوق افسانه ای با سر گاو و بدن مردانه پوشیده از مو، بومی کریت از جزایر یونان .

نمیان (Nemeian) یک شیر غول پیکر از آرگوس که هیچ سلاحی بر پوست او کارگر نبود . هراکلس او را خفه کرد.

گرگون ها (Gorgons) سه خواهر لیبیایی با چشمان خیره و بالهای طلایی و سرهای پوشیده از مار به جای مو که از حفره بینی شان آتش زبانه می کشید و به جای دست چنگال داشتند . مدوزا (Medusa) یکی از این آنها بود که به دست پرسئوس (Perseus) کشته شد.

هیدرا (Hydra) مار نه سر که با جدا شدن هر سرش از بدن دو سر جدید از بدنش می رویید و به دست هراکلس کشته شد.

کربروس (Cerberus) سگ غول پیکر سه سر ، با یالهایی از مار و پاهای شیر و دمی که در حقیقت یک مار وایپر بود .کربروس از دروازه های هادس پاسبانی می کرد.

خیمرا (Chimera) موجودی سه سر که قسمت جلوی بدنش شیر و پشتش به صورت بز و دمش مار بود و از پشتش سر بز می رویید.

پلی فموس (Polyphemus) که بزرگترین کیکلوپس جوان بود و به دست ادیسه ئوس (Odysseus) کور شد.

تیفون ( Typhon یا Typhoeus) هیولای غول پیکر با یک سر انسان و 99 سر حیوان ، دویست دست که هر یک با پنجاه مار پوشیده شده بود ، یک جفت بال بزرگ و یک جفت دم مار به جای پا و معده ای آتشین . زئوس او را در زیر کوه اتنا دفن کرد.

آلکیونئوس (Alcyoneus) پادشاه غول ها که در سرزمینش Pallene فناناپذیر بود. هراکلس او را بست و از سرزمینش بیرون انداخت تا بمیرد.

خدایان دریا (Theoi Einalioi) که بسیاری از آنها مانند مرمن (mermaid) که سر و تنه انسان و دم ماهی داشت ، دارای دم ماهی بودند.از آن جمله می توان به دلفینوس (Delphinos) ملازم پوسدون ، نرئوس (Nereus) با دم مارپیچ ماهی به جای پا و تریتون (Triton) با یک یا دو دم مارپیچ ماهی به جای پا اشاره کرد.

سایرن ها یا به اصطلاح عامیانه حوری های دریایی (Siren) که سه موجود افسانه ای دریایی با سر و سینه زن و بدن پرنده بودند و آوای فریبنده آنها دریانوردان را اغوا کرده ، به کام مرگ می فرستاد.

خدایان رودها (Theoi Potamoi) که به جای پا دم ماهی داشتند و یک شاخ گاو روی سر.مانند اکیانوس و آخه لوس (Achelous) که هراکلس شاخش را شکست.

خیرون (Chiron) فرزانه ترین قنطورس و راهنمای بسیاری از پهلوانان بود.نسوس (Nessos) نیز قنطورس دیگری بود که به دست هراکلس کشته شد.

هیپوکامپوس (Hippocampus) موجود دریایی با سر و بدن اسب و دم مارمانند ماهی.

گاه پیش می آمد که یک خدا متعلق به بیش از یکی از دسته های بالا باشد

www.iranpardis.com

__________________



طبقه بندی: افسانه ها واسطوره ها، 
[ یکشنبه 1 اسفند 1389 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :