تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com - اسطوره شناسی یونان


اسطوره شناسی یونان

اساطیر مجموعه داستانها و افسانه هایی است که بیشتر درباره خدایان و موجودات افسانه ای نقل می شده است. بیشتر این اساطیر ازدوران باستان سینه به سینه بازگو شده و سند مکتوبی از آنها به جای نمانده است و دربسیاری موارد نیز تنها می توان به آثار و نقوش به جای نمانده بر روی اشیاء و ظروفباز مانده از گذشتگان استناد نمود. اما هدف گذشتگان از چنین داستانها و افسانه هاییچه بوده است ؟ آنچه مسلم است این داستانها و افسانه ها تنها به منظور سرگرمی بهوجود نیامده اند. در واقع پیشینیان اساطیر را به عنوان پاسخی برای پرسشهایی دربارهطبیعت و زندگی خود باور داشتند. این اساطیر باورها و جهانبینی یک قوم را تشکیل میداد.پاسخی بود به اینکه چرا جهان بدین گونه است ، پاسخی به چگونگی پیدایش جهان، عللپیشامدها و رخدادهای طبیعی و ارتباط میان آنها. بدین گونه گذشتگان برای پرسشهای ذهنعلت جوی خود ، پاسخی می یافتند.مثلا علت بارش باران ، فصول گوناگون، صدای رعد و حتیپرسشهای بنیادی تر نظیر پیدایش هستی ، سرچشمه حیات ، مرگ و زندگی پس از آن. براینمونه یونانیان باستان آغاز گیتی را از خائوس (Khaos) می دانستند.این اساطیر درباورهای دینی و مذهبی نیزریشه داشتند.رسوم و مراسم مذهبی با الهام از اساطیر شکلگرفتند و بدینسان اساطیر الوهیت یافته ، پرستش می شدند.مردم نیز برای خشنودی آنها ودفع بلا و غضبشان هدایا و قربانی هایی پیشکش می نمودند. مثلا در بیشتر فرهنگهاخشکسالی یا شیوع بیماری و قحطی را بلایایی از جانب خدایان می دانستند و برای دفعآنها به نذر و نیاز می پرداختند.
همچنین پیشینیان در بیشتر فرهنگها جهان راترکیبی از نیکی و بدی می شمردند و تعادلی ناپایدار را میان نیروهای نیکی و بدی باورداشتند و حتی بسیاری پیشامدها و رخدادهای طبیعی را به بهم خوردن این تعادلیناپایدار نسبت می دادند. نظیر شب و روز یا تغییر فصول.گاه عقیده بر آن بود که نذر ونیاز بر قدرت خدایان در رویارویی با نیروهای بد می افزاید.
اعتقاد به خدایانمتعدد (Polytheism) بیشتر در میان اقوام وابسته به آریایی یا هند-اروپایی دیده میشد.
در نقطه مقابل سامی ها و فرهنگ های تحت تأثیر بودا به گونه ای وحدت وجود (Pantheism) معتقد بودند.
در حدود چهار هزار سال پیش آریایی های بدوی که در شمالفلات ایران و نواحی مجاور دریای سیاه و خزر می زیستند، پراکنده شده ، دسته ای بهفلات ایران و هند سرازیر شدند . دسته ای نیز به یونان و ایتالیا و اروپای جنوبیرهسپار شده ، دسته ای دیگر هم به آلمان ،اسکاندیناوی و اروپای غربی رفتند. بخشی نیزراهی اروپای شرقی و روسیه شدند. با آنکه هر یک از این دسته ها با بومیان این نواحیآمیختند و از فرهنگ بومی تأثیر پذیرفتند اما شالوده و رِیشه فرهنگ و زبان این نواحیرا تشکیل دادند.

در واقع زبان ها و لهجه های سنسکریت ،اوستایی،پهلوی،فارسی،لاتین،یونانی،ژرمنی ، اسلاوی و تمامی زبان ها و لهجه های اروپابه جز فندلاندی،مجار،استونی و ترکی ریشه یکسانی دارند.مشترکات فرهنگی و زبانی ایناقوام بسیار است و نمود آشکار آن را می توان در تشابهات میان اسطوره های آنها بهوضوح دید..برای نمونه دیئوس خدای آسمان و روز و بهشت در سنسکریت ، همان زئوسیونانیان ، ژوپیتر(iov-pater به معنی پدر بهشت در لاتین) و تیر از ایزدان ایران و Tyr در اروپای شمالی همه از یک واژه هستند.اهورا در پهلوی ، اسورا در سنسکریت و Aser در اسکاندیناوی به "خدا" گفته می شد.

در این میان به بررسی اساطیر یونان می پردازیم.بسیاری از این اساطیر در قرون هشتم و نهم پیش از میلاد به دست هومر (Homer) در کتاب ایلیاد (The Illiad) و همچنین در قرون هفتم و هشتم پیش از میلاد به دست هسیود (Hesiod) گردآوری شد.

www.iranpardis.com

__________________



طبقه بندی: افسانه ها واسطوره ها، 

تاریخ : یکشنبه 1 اسفند 1389 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : مرتضی اسکندرنژاد | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.