تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ
اسطوره یا هیستوری
****************


اسطوره واقعی و مقدس است و به همین سبب سرمشق می شود در نتیجه تکرار نا پذیر می گرددزیرابه مانند الگو عمل می کندو شاعران نیز طبعا از اسطوره های" خاصی " استفاده می کنند که بعضا به" عام " می گرایند . فردوسی ،شاعر حماسه سرای کشورمان ، از اسطوره ها یا بهتر بگویم از چهره های ایران باستان به اشکال فراوانـی استـفاده کرد و از این چهره ها اسـطوره هایی فراموش شدنـی را در شاهـنامه به وجـود آورد . اسـطوره هایی که در حماسه ی واقعـی شاهـنامه ثبـت می شوند.حماسه واقعی شاهنامه ای که با سلسله پیش دادیان « پردات در اوستا » آغاز می شود و نخستین چهره اسطوره را که تصویر می شودکیومرث(نخستین انسان،گیومرتن یا گیومرداوستا)است.وی در شاهنامه سرور جهان و فرمان روایی است که تخت و کلاه را پدید می آورد، او در کوه ها زندگی می کند و بر همه موجودات اعم از اهلی و وحشی فرمان می راند و لباسی از پوست ببربر تن دارد که بر دلیری و مردانگی اودلالت می کند.مردمی که ازسرزمین های دوربه جستجوی ارزشهای معنوی ودینی می آیند و در دربار او با دین آشنا می شوند ؛ اما هنگامی که ضربه ی تراژدی وارد می شود این هماهنگی کامل از هم می گسلد ،مانند بسیاری از داستانهای دیگر فردوسی واقعه ی تراژیک یک مرگ یک فرزند محبوب است . در این داستان به خصوص فرزند کیومرث به دست یکی از بچه های اهریمن ( دیو سیاه ) کشته می شود. جریان های دیگر اسطوره ای درشاهنامه به کرات دیده می شودکه مهمترین آنها عبارت است از:ضحاک فرمانروای ماردوش، پیروزی خیربرشر؛ اما بزرگترین اسطوره و در واقع اصلی ترین آن درشاهنامه به اسطوره رستم و خانواده آن بر می گردد که نام نیای رستم ،سام و پدر سام ، نریمان و در رابطه باکرساسپه(گرشاسب)افسانه ای در متون متاخر زرتشتی آمده است. اما در اوستا نه از رستم سخن رفته و ازپسرش سهراب که درشاهنامه به عنوان شاهان سیستان درمشرق ایران توصیف شده اندوغالبا خود رستم سگزی (سکا)نموده شده است .
بعضی ازپژوهندگان معتقدندکه رستم مربوط به دوره ی پارتیان درقرن اول میلادی است . صرف نظر از اینکه جایگاه تاریخی منشااو چگونه بوده ٬ رستم به یکی از بزرگترین پهلوانان اسطوره ای ایران و نمادی از قدرت بدنی و معنوی عظیم و ایثار در راه کشورش تبدیل شد.در شاهنامه موجوداتی اسطوره ای هم به چشم می خورد مانندرخش٬اسب رستم٬ و پرنده افسانه ای سیمرغ و یا دیو و اژدها که هر کدام مفهوم خودشان را داراست.به راستی که این شاعر با اسطوره ها خوب توانسته خود و شعرش را –هر دو با هم- خوب وفق بدهد . اساطیر در ملل گوناگون همیشه وجود داشته و چه بسیار اسطوره هایی که به نام مانده اند و چه بسیار اسطوره هایی که هنوز در موزه ها هستند . وقتی ما بخواهیم در مورد آنها بیشتر درنگ کنیم طبعا آنان نیز می خواهند توجه انسان را به سوی خود جلب کنند.مثلا در نمایشگاه های یک موزه ی مصر هیچ کس نیست که پس از مشاهده انبوه ایزدان متوجه و مبهوت آنان نشود ٬ تندیس های بزرگ سنگی از سنگ خارا و مرمر سیاه ٬ تندیسه های براق مفرغی ، حتی زرین ایزدان و ایزد بانوان برساخته از گل رس به ترتیب سلسله مراتبی نشسته یا ایستاده به چشم می خوردند .گاه پیکر های مونث یا مذکر سر انسان گونه دارند و ببشتر دارای پوزه ی حیوان یا منقار پرنده اند .شکل مومیایی شده ی آنان را در تصاویر نگاریده شده بر پا پیروی های کتاب مردگان می توان یافت .در زبان مصری واژه آسمان مونث است بنابراین مصریان آسمان را ایزد بانو می پنداشتند.نوت یا هاثور که در جلوه زمینی آنان ماده گاوی ایستاده برچهار پا بود یا به گونه زنی با پیکر خمیده تصویر شده بود چنانکه نوک دستها وپاهایش با زمین تماس داشت گویی که مردمان ناف ستاره گون ودرخشان این ایزد بانو را می توانستند در شب بر فراز سر خویش مشاهده کنند . گاهی آنان آسمان را همچون سر شاهین ایزدی می پنداشتند که چشمانش را به نوبت باز و بسته می کرد و چشمان او به گونه ی خورشید و ماه می درخشید . زمین نیز در زبان مصری برعکس ٬ واژه ای مذکر است . پس به مردی تشبیه می شد که به صورت دمر روی زمین دراز کشیده و از پشتش همه ی روئیدنی های جهان جوانه زده است .
مصریان او را گب ایزد زمین می خواندند . آنان خورشید را نیز به چند نام می خواندند به عنوان « قرص مدور خورشیدی » آتن نام داشت . وقتی بر می خواست یا از سمت الواس بالا می رفت یا غروب می کرد ٬ نام هایی چون خپری ٬ رع ٬ آتوم به خود می گرفت . بعدها با نام « رع – حرخت » به سراسر مصر فرمانروایی داشت چنین می پنداشتند که خورشید همانند گوساله ای شیرخوار یا همانند نوازده ی ایزده بانوی آسمان زاده می شود . ماه نیزچند نام گوناگون داشت _ آه،توث، خونس گاه فرزند نوت ، ایزد بانوی آسمان ، خوانده می شد . گاه شکل میمونی با سر سگ یا لک لک به خود می گرفت.گاه چشمان چپ باز شکاری آسمان بودکه خورشید چشم راست او به شمار می رفت. مصریان همانند همه انسانهای دیرین پیدایش هر چیز را به دخالت یک خدا نسبت می دادند در نتیجه شمار ایزدانی که در دره نیل پرستیده می شدند قابل توجه بود و فهرست زیادی از آنان در آرامگاه توتموسیسسوم یافت شده است که شمار ایزدان را به 740 می رساند. در مورد یونان باستان و اساطیر آن گفتنی ست که پیش ازاینکه یونانیان قومی بربرو بدوی باشند، تمدنی مدیترانه ای در حوضه دریای اژه وجود داشته که مرکزش در کرت واقع بوده است و تمدن اژه ای که درهزاره سوم پیشینه ای شکوهمند داشت درسده ی 16 پ.م به اوج خودرسیدو این زمان بود که تمدن مزبور تا سرزمین یونان که از آرگولیس ( موکنه ) آغاز می شد، گسترش یافت.مهاجمان دوری درسده دوازدهم پ.م آن را نابود کردند. در تمدن اژه ای نیز دین جایگاه خود را داشت ؛ دین اژه ای همانند دیگر ادیان باستان ابتدا به گونه ای بت پرستی بود در نزد آنان . ستون ها ، سلام ها ، به ویژه تبر دو سر ، درختان و جانوران هر کدام آیین ویژه ای داشتند .در در روزگار بد که مفهوم انسان گونه انگاری ایزدان پدید آمد ایزدستان کرت شکل گرفت اسطوره ها آفریده شدند.بازمانـده های این اساطیر را در بسیاری از افسانه های یونـان می یابیـم از جـمله زایـش زئوس درکـرت( اورپ) و ورزای سپید ، باز اوردن کرتی ها به دست آپولن به دلفی برای آنکه کاهنان آیین وی باشند (مینوتور ) وغیره. به هر حال هنگامی که کرتی ها به یونان کوچیدند ایزدان اژه ای شکل هلن به خود گرفتند و سیما شناسی اصلی آنان دگرگون شد .
با وجود این تعاریف و تحقیقات که در مورد اساطیر در ملل مختلف و شکل پیدایش آنان به عمل آمد همان گونه که در سطور بالا نقش اسطوره های ایران باستان را در شاهنامه تشریح کردیم و درسطور بعدی نیز می خواهیم نقش اسطوره را درشعر شاعر بزرگ غربی _ تی. اس. الیو ت _مشخص کنیم و بدین شکل بحث اسطوره ها را خاتمه دهیم . وقتی الیوت در شعر « دفن مردگان» از مجموعه « دشت سترون » می گوید: نخستین بار سال پیش گل سنبل به من دادی/ وز آن پس دخترسنبل مرا خواندند / (دفن مردگان _ مجموعه دشت سترون ) ؛ما باید بدانیم ابتدا گل سنبل نشانه و نماد چیست.در اساطیر یونان وقتی " هایاسینتوس" کشته شد آپولو خون وی را در ریشه برگ گل سنبل به جریان انداخت و ما به کمک همین نماد سنبل متوجه می شویم منظور الیوت چه بوده است . [ مقایسه شود با ماجرای خون سیاوش در شاهنامه فردوسی ] یا این نمونه : دگرگونی فیلومل به دست پادشاه وحشی خونخوار / که گستاخانه بر وی کرد تحمیل آن جنایت را / ولی آنجا هنوز آوای بی پروای بلبل در میان دشت می پیچد / و بلبل همچنان از درد می نالید ! ( بازی شطرنج _ مجموعه دشت سترون ) دراینجا ما باید ابتدا بدانیم " فیلومل " که بوده چرا گستاخانه آن جنایت شکل می گیرد و یا اصلا بلبل نماد چیست و چرا به کار برده شده ؛ پس اینجاست که بار دیگر ما به سراغ اساطیر می رویم .فیلومل در افسانه های یونان خواهر پروکنه ، همسر پادشاه آتن ترئوس بود ، پادشاه که دلباخته فیلومل بود به او تجاوز کرد و برای پنهان کردن جنایت زبان او را برید و او را زندانی کرد. ملکه آتن برای انتقام گرفتن از پادشاه فرزند خود را می کشدو گوشت وی را به خورد شوهرش می دهد و همراه خواهر خود فیلومل متواری می گردد. زئوس خدای خدایان به حال دو خواهر رحم می آورد و پروکنه ، ملکه آتن را به صورت پرستو و فیلومل را به صورت بلبل در آوردودردشت سترون الیوت آوای بلبلان ستمدیده است که همچنان به گوش می رسد.


منابع : 1. تاریخ اساطیری ایران _ دکتر ژاله آموزگار 2. اسطوره ، رویا ، راز _ میرجا الیاده ،ترجمه رویا منجم 3. اسطوره های ایرانی_وستا سرخوش کرتیسی،ترجمه عباس مخبر 4. فرهنگ اساطیر مصر _ ژ.ویو، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور 5. فرهنگ اساطیریونان _ ف. ژِران،ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور 6. مجموعه دشت سترون _ تی.اس.الیوت



طبقه بندی: افسانه ها واسطوره ها، 
[ یکشنبه 1 اسفند 1389 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :