تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ

حبیب الله مشهدی (978 ه. ش)

لطف الله (967 ه. ش )

رضا عباسی (آقارضا )

علیرضا عباسی

آقا رضا جهانگیری

محمد شفیع عباسی

افضل الحسینی ( یا افضل حسینی)

معین مصور

محمد علی (1044 0 1020 ه. ق )

محمد یوسف

محمد قاسم (حدود 1078)

حبیب الله مشهدی (978 ه. ش): بررسی آثار حبیب الله مشهدی نشان می دهد که او ابتدا در هرات کار می کرد و بعداً توسط حسین خان شاملو دولت مرد قمی او را به دربار شاه عباس معرفی کرد. او به اصفهان آمد و در دربار به کارش ادامه داد و از اعتبار بسیاری برخوردار شد. طراحی های او نشان می دهد که در ایجاد خطوط ظریف ، محکم و روان از مهارت و استادی کم نظیری برخوردار بوده است و چنان استنباط می شود که آثارش اندکی در طراحی به کارهای رضا عباسی نزدیک بوده و تحت تاثیر هنرمندان پایتخت قرار گرفته است.

لطف الله (967 ه. ش ):یکی از مینیاتوریست ها و طراحان دوران صفوی است. وی در سال 997 ه. ش وفات یافته است.

رضا عباسی (آقارضا): بیش از هر کس دیگر در نقاشی سده ی یازدهم هجری ایران تاثیر گذار بوده است. "قاضی احمد" مورخ هنری اوایل سده ی یازدهم در مورد وی می نویسد: « آقا رضا نقاش زیبایی ها، پسر مولانا علی اصغر کاشی، شخصیتی است که دنیای حاضر باید به وجود او افتخار کند. زیرا او در عنفوان جوانی کارهای قلمگیری، صورت سازی و شبیه سازی را به درجه ای رساند که اگر مانی و بهزاد، امروز زنده بودند،  روزی صد بار دست و قلم قوی او را ستایش می کردند. در این زمان هیچ استاد نقاش و هنرمندی نیست که کار او را کامل نداند.»

آقا رضا مورد لطف خاص شاه عباس بود؛ به طوری که از سالهای 1008 به بعد عنوان عباسی را از وی دریافت کرد. آقا رضا معاصر شیخ محمد شیراز و صادق بیک افشار بود. زندگی این هنرمند، زمانی مانند اشراف دربار شاهی بود و گاهی سخت و ناامید کننده؛ به طوری که نمی توانست نقش هنرمندان سنتی دربار را ایفا کند.

اسکندر منشی نویسنده تاریخ عالم آرای عباسی، درباره ی وی می نویسد:«رضا، علی رغم ظرافت های هنری تا آن حد بی فرهنگ بود که مرتباً به کارهای پهلوانی و کشتی اشتغال داشت و به این عادت علاقه مند شده بود. او از معاشرت با مردان بزرگ و با استعداد اجتناب می کرد.»

نقل است که رضا در اوایل سده ی یازدهم حرفه ی خود را رها کرده و هم نشین اشخاص بیچاره و ولگرد شد؛ ولی دوباره به طور فعال به کارگاه سلطنتی باز گشت و مشغول نقاشی شد. در اواخر عمر، طراحی های او تحت تاثیر تجارب و شاید گذشت عمر، خشن تر شد.

کارهای آخر عمر او نه تنها از ظرافت کمی برخوردار است؛ بلکه صداقت و خلوص نیز دیگر در آثارش وجود ندارد.

او موضوع آثارش را از طبقات پایین انتخاب می کرده و در کارهایی که برای دربار انجام می داد، آدمها را تقریبا چاق نشان می داده است.

رضا عباسی طراحی با قلم را که از قرن نهم هجری شروع شده بود، تکامل بخشید. خطوط او در این قلمگیری ها ویژگی خاصی دارد. وی در کشیدن لباسها نهایت استادی را به خرج داده و تاخوردگی های ملایم و لبه های شیب دار را با سهولت تمام ترسیم کرده است. خطوط بریده و منحنی های ساده با هم مخلوط شده اند و حجم های طبیعی و ابریشم های روشن لباس را به وجود آورده اند. این خطوط هرگز از قوام وشکل طرح جدا نمی شوند و جزئیات قابل مشاهده هرگز ناهماهنگ نیست. طراحی هایی که از این استاد به نام آقا رضا و رضا رقم زده شده است، به جزطرح شماره 45 همه فاقد تاریخ هستند.

طراحی های شماره 31 تا 34

کارهای دوران جوانی رضا عباسی است (آقا رضا ). ولی طراحی هایی که به امضای رضا عباسی رقم زده شده است ، از تاریخ (1011 الی 1044 ه. ق ) شاملطرح های شماره 35و36است. تعدادی طراحی هم بعد از سال 1044 به شیوه ی استاد ، کار شده که آن ها را هم  به استاد نسبت می دهند.

علیرضا عباسی:این هنرمند اولین بار هنگامی که مسجد جامع قزوین را با چندین کتیبه تزئین کرد ، به شهرت رسید. وی در شروع سلطنت شاه عباس در خدمت سردار مهم شاه ، فرهاد خان بود. ولی شاه پس از آگاهی استعداد او به سردار خود دستور داد که این خوشنویس را به دربارش بفرستد.

وی بعد از آن خوشنویسی را در دربار شروع کرد و تا بعد از مرگ شاه در دربار ماند. علیرضا مرد بلند همتی بود. ابتدا رئیس خوشنویسان شد و بعد از آن مدتی رئیس کتابخانه ی سلطنتی شد. شاه عباس علاقه و توجه خاصی به وی داشت ؛ به اندازه ای که گاهی بر تخت خود می نشست و شمع در دست می گرفت ، تا علیرضا بتواند در نور آن بنویسد. نوشتن کتیبه های مسجد شیخ لطف الله ، مسجد امام خمینی و چندین کتیبه در صحن امام رضا ازکارهای این استاد است. علیرضا علاوه بر خوشنویسی در نقاشی نیز مهارت خاصی داشت.

آقا رضا جهانگیری:یکی از مهمترین نقاشان هند است که در دربار جهانگیر شاه به نقاشی مشغول بود. وی اهل هرات و معاصر رضا عباسی می باشد و شیوه ی کارش تقریباً هندی است.

محمد شفیع عباسی: پسر و شاگرد رضا عباسی است که نسبت عباسی توسط شاه عباس دوم به او داده شد. شفیع تحت آموزش پدر نقاشی را شروع کرد. او علاوه بر نقاشی ، در طراحی پارچه و نقاشی گلها مهارت کافی داشت. از مشخصات بیشتر طراحی های شفیع عباسی استفاده از خطوط زیاد و نامنظم در طراحی ها است ( بر خلاف پیشینیان که از خطوط منظم استفاده می کردند.) او طراحی هایی هم به شیوه ی رضا عباسی دارد. از کارهایش ، طراحی یک نقاش پیر است ، که احتمال می رود چهره ی پدرش رضا عباسی باشد.(طراحی شماره 46 )

افضل الحسینی ( یا افضل حسینی):یکی از هنرمندان برجسته ی شیوه ی رضا عباسی است. در کارهایش ویژگی خاص مکتب استادش بیش از پیش مورد مبالغه و اغراق واقع شده است. در نقاشی دو دلداده که هم اکنون در مجموعه ی کلایو موزه ی ویکتوریا آلبرت لندن نگهداری می شود ، شیوه ی رضا عباسی کاملا هویدا است. تعدادی از نقاشی های افضل ، در نسخه ی خطی شاهنامه ی شاه عباس دوم کار شده است. این شاهنامه - که مهمترین آثار نقاشی آن ، مربوط به افضل است - هم اکنون در موزه ی لنینگراد نگهداری می شود.

معین مصور:محمد معین مصور خوش قریحه ترین شاگرد رضا عباسی و جزو آخرین میراث داران سنت هنری دوران صفوی است. وی در اوایل سده ی یازدهم هجری به دنیا آمد و خود را از نفوذ نقاشی اروپا  که در زمان او از رواج خاصی برخوردار بود برحذر داشت.

وی در طول زندگی طولانی هنری خود (حدود 72 سال ) بسیار پر کار بوده است و از نظر تعداد کار با کارهای استادش رضا عباسی برابری می کند. معین مصور بسیار باریک بین و به هنرش مطمئن بود و از نقش خود به عنوان انتقال دهنده ی ابتکارات رضا عباسی آگاهی داشت و با احترام تمام نسبت به سنت های هنری او پای بند بود.

اولین اثر تاریخ دار او متعلق به 1043 ه. ق بوده و آخرین طراحی اش را در سال 1119 ه. ق کار کرده است. طراحی های او دارای ابعاد تاریخی خاصی است. گاهی آثارش واقعه ای تاریخی و یا یک اتفاق ساده و روزمره را بیان می کند. در حاشیه ی بیشتر طراحی های معین ، توضیح کوتاه و یا بلندی آمده است. به طوری که در یکی از طراحی هایش(شماره 47) واقعه ای را که در شهر اتفاق افتاده و همه را غمگین کرده است به  تصویر کشیده و در حاشیه آن کل ماجرا را توضیح داده است.طراحی های شماره 48،49و50 از آثار این هنرمند است.

محمد علی (1044 0 1020 ه. ق ): پسر ملک حسین اصفهانی - از نقاشان مکتب اصفهان- در زمان شاه عباس دوم می زیست. محمد علی از شاگردان رضا عباسی بود. از وی علاوه بر آثار زیاد نقاشی و طراحی تک ورقی ، چند نسخه خطی که نقاشی های آن توسط این هنرمند انجام شده، برجای مانده است. آثار تاریخ دار این استاد بین سالهای (44- 1020  ه. ش) کار شده است.

از مشخصات فنی آثار این استاد استفاده از رنگ صورتی در طراحی ها و ایجاد نظم و ترتیب در کارهایش است.طراحی های شماره51،52،53،54و55از آثار وی است.

محمد یوسف: از هنرمندان سنتی اواخر دوران صفوی و شاگرد رضا عباسی که در دوران پادشاهی شاه عباس دوم و شاه سلیمان زندگی می کرد. وی در حفظ شیوه ی استادش کوشا بوده است. این استاد همچون دو هنرمند معاصرش محمد قاسم و محمد علی ، خطوط را در طراحی ها به نرمی تمام کشیده است و به زمینه ی طراحی توجه خاصی به خرج داده است. او سنگها و صخره ها را به ظرافت تمام تصویر کرده و موضوع کارهایش عبارتند از ، زن ، مرد جوان - گاهی به صورت تک نفره و گاهی دو نفره - و  دراویش و پرندگان است. وی حدود 1042 ه. ش بدرود حیات گفته است.طراحی های شماره 56،57و58 از کارهای این هنرمند است.

محمد قاسم (حدود 1078): وی نیز از هم شاگردی های محمد علی و محمد یوسف بوده است. تشابه زیادی بین آثار این سه هنرمند وجود دارد. هر سه پیرو رضا عباسی بوده اند و سبک ویژه ای را که بر ابداعات استادشان مبتنی بود ، گسترش دادند. محمد قاسم به مصور کردن کتاب نیز پرداخته است و کارهایش نسبت به هم شاگردی هایش از قدرت و تکنیک بالاتری برخوردار است. وی نیز هم چون محمد یوسف در طراحی هایش از رنگ قرمز زیاد استفاده کرده است. مهمترین طراحی او ملاقات حافظ و سعدی(طرح شماره59) و ازطراحی های دیگر او جوان و پیر است




طبقه بندی: زندگی نامه هنرمندان، 
[ شنبه 7 اسفند 1389 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :