تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ

در تاریخ اساطیری ایران نام جمشید و دوران پادشاهی او زبانزد است ، شخصیت برجسته و منحصر او در اقوام و سرزمین های دیگر نفوذ می کند و او در اندک زمانی در متون حماسی و اساطیری رخنه می کند. به عنوان مثال عمر 900 ساله جمشید و ساخت دژی به نام " ورجمکرد " برای حفظ نسل اهل زمین از شر طوفان اهریمنی ، شباهت بسیاری با داستان کشتی نوح و طوفان بزرگ دارد . کاووس نیز همانطور که جمشید  ورجمکرد را بنا کرد تا آدمیان را از آسیب مرگ دور نگاه دارد ، دژی می سازد که از هفت کاخ پدید می آید تا آدمیان در آن به جوانی باز گردند . و شداد بن عاد نیز به تبعیت از جمشید بهشتی ساخت که دوام چندانی نیافت . در مثالی دیگر قالیچه سلیمان همانند تخت جواهر نشان است که جمشید بر آن می نشست و به آسمان پرواز مى کرد .

امروزه در ایران و به خصوص در کویر مرکزی، اکثر بناهای به جا مانده از اعصار دور را با نام جمشید مزین کرده اند . وقتی درگیر ساخت فیلم مستند درخت پارسیک بودم متوجه شدم سرو ابرکوه در لفظ محلی به درخت جمشید مشهور است که این خود از قدمت و دیرینگی درخت سرو و ریشه کهن آن دلالت دارد . جشن نوروز ، احداث حمام برای پاکیزگی مردمان ، ساخت اولین اسلحه آهنین ، کشف داروهای مناسب جهت درمان دردها ، تماما به جمشید نسبت داده شده است.

در نفایس الفنون فی عرایس العیون تألیف محمد بن آملی داستانی درباره پیدایش می آمده که خلاصه آن چنین است:

جمشید جمعی را بر آن داشت تا نباتات و درختان گوناگون را بکارند و ثمرات آن را تجربه نمایند چون میوه رز چشیدند در او لذتی هرچه تمامتر یافتند و چون خزان شد در میوه رز استحاله‌ای پدید آمد جمشید دستور داد تا آب آن را بگیرند و در خمره کنند پس از اندک مدتی در خمره تغییر حاصل شد ، جمشید در خمره را مهر کرد و دستور داد که هیچ کس از آن ننوشد زیرا می‌پنداشت که زهر است.

جمشید را کنیزک زیبائی بود که مدتها بدرد شقیقه مبتلا گشته و هیچیک از پزشکان نتوانستند او را معالجه کنند با خود گفت مصلحت من در آنست که قدری از آن زهر بیاشامم و از زحمت وجود راحت شوم ، قدحی پر کرد و اندک اندک از آن آشامید چون قدح تمام شد اهترازی در او پدید آمد قدحی دیگر بخورد، خواب بر او غلبه کرد . پس خوابید و یک شبانه روز در خواب بود همه پنداشتند که کار او به آخر رسیده است، چون از خواب برخاست از درد شقیقه اثری نیافت. جمشید سبب خواب و زوال بیماری پرسید، کنیزک حال را باز گفت .

آنگاه جمشید حکما را جمع کرد و جشنی برپا نمود و خود قدحی بیاشامید و بفرمود تا به هریک از آن جمع قدحی دادند چون یکی دو دور بگردید همه در اهتراز در آمدند و نشاط میکردند و آن را شاهدارو نام نهادند .

حکیم عمر خیام نیشابوری در رساله نوروز نامه کشف زر و سیم را به جمشید نسبت داده و چنین نقل می کند :

زر اکسیر آفتاب است و سیم ماه ، و نخست کس که زر و سیم از کان بیرون آورد جمشید بود و فرمود تا زر را چون قرصه آفتاب گرد کردند و بر هر دو روی صورت آفتاب مُهر نهادند و گفتند این پادشاه مردمان است اندر این زمین ، چنانکه آفتاب اندر آسمان . و زر را که خداوند کیمیا است شمس نهار الجد یعنی آفتاب روز بخت خوانده اند . زر را نار شتاء الفقر خوانده اند یعنی آتش زمستان درویشی . عمر خیام در همین رساله پیدایش نوروز و تاریخ را به جمشید نسبت داده و اینگونه شرح  می دهد :

سبب نام نهادن نوروز آن بوده است که چون جمشید روز اول به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال و ماه را نام بنهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند . پس موبدان عجم را گرد آورد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند .

در میان پارسیان افسانه ای درباره عجایب هفتگانه جمشیدی وجود داردکه گویا اسکندر آن را از میان برده است این افسانه در چند نسخه خطی کتابخانه ملی پاریس وجود دارد و عبارتند از : 1- چراغی که بی روغن می سوخت 2- مرغی که از خورشید سایه نمی کرد 3- بر بطی که دسته لاجوردی و چهار تار داشت ، چون باد بر آن می وزید آوازی همچون بر بط داشت و اگر کسی تب داشت و آواز بر بط را می شنید بیماری از او دور می شد 4 – مگسان زرینی که می پریدند ، اگر کسی زهر خورده بود و آواز پر مگسان می شنید ، زهر از بدن او بیرون می شد 5- صراحی که در مهمانی به نام هر مهمان شرابی از هر رنگ در آن صراحی می ریختند 6 – رودی آب و میان آن طاقی و در طاق تختی و بر تخت تندیسه ای همچون مردی اَبَرسان که به داوری نشسته بود . اگر دو کس با یکدیگر دشمنی داشتند ، پیش تندیس دعوی می کردند ، هر کس که دروغ می گفت به زیر آب می رفت و راست گفتار بر روی آب می ماند 7 – گنبدی که نیمی سفید و نیمی سیاه بود و اگر کسی که از دنیا می رفت در شب سوم برفراز آن گنبد می آمد و اگر بر نیبمه سپید بود بهشتی و اگر نیمه سیاه دوزخی بود .

  در متون پراکنده ایران باستان از جمشید و سرنوشت او یاد شده است وندیداد فرگرد 2 به گفتگو میان هرمزد و زرتشت می پردازد :

  زرتشت از هرمز پرسید : ای هرمزد ، ای دادار جهان ، جز من که زرتشتم  ، نخست با چه کس هم صحبتی کردی و دین خویش را به او ارزانی داشتی ؟

هرمزد گفت : ای زرتشت ، نخست با جمشید هم صحبتی نمودم و دین را به او فراز نمودم  و بدو گفتم : ای جمشید ، از من بپذیر دین را ... و جمشید پاسخ داد : ای هرمزد ، من برای رهبری کیش شایسته و سزاوار نیستم .

به او گفتم : ای جمشید حال که دین مرا نمی پذیری جهان مرا فراخ کن ، جهان مرا ببالان ، و پاسداری و سالاری جهان مرا بپذیر .

و جمشید مرا پاسخ داد : فراخی و پاسداری و سالاری جهان تو را می پذیرم .

جمشید در 900 سال پادشاهی بر زمین آبادانی را افزایش داد . سراسر گیتی عاری از بیماری و مرگ بود و همه در صلح و صفا می زیستند . سپس هرمزد او را از آمدن طوفانی به اسم مهر کوشا آگاه کرد و گفت : ای جمشید زمستان سختی در راه است و جانوران هلاک خواهند شد، چون طوفان برخیزد و سیلاب ها جاری شود و چمنزاران در آب فرو می روند . دژی استوار بساز که طول هر سوی آن یک میدان باشد و در این دژ از نژاد چارپایان نمونه ای بردار . مسکنی برای مردمان بنا کن ، نهرهای آب روان کن و مرغزارهای سبز و چراگاههای زیان ناپذیر فراهم ساز .

پس جمشید دژی ساخت و از هر جاندار جفتی در آن نهاد ، در دژ او هر سال یکبار آفتاب و ماه و ستارگان بر می خواستند و غروب می کردند و یک سال در نظر ساکنان دژ یک روز بود .در هر چهل سال از هر جفت از موجودات دژ جفتی دیگر پدید می آمد ، تا طوفان سهمگین مرگ آور به سر شد . آنوقت ساکنین باغ بیرون آمده و زمین را از نو آباد کردند.

در حقیقت این اسطوره به جمشید نقش رستاخیزی می بخشد و در رابطه نزدیک با سوشیانس منجی زرتشتیان قرار می دهد. زیرا در زمان هر دو ، جاودانگی و جوانی دائم و پاینده است .        




طبقه بندی: افسانه ها واسطوره ها، 
[ یکشنبه 8 اسفند 1389 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :