تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ
سكه دریك


دریك یا زریك به معنی زرین سكه است. به اعتقاد یونانیان باستان اصطلاح دریك از نام داریوش كه خود را مخترع این سكه می دانست گرفته شده است. هرودوت اولین مورخ یونانی است كه از پول طلای داریوش نام برده و خالص بودن فلز آن را ستایش كرده است. پس از یك تجزیه شیمیایی آشكار شد كه فلز دریك فقط سه درصد آلیاژ طبیعی دارد. توسیدید مورخ یونانی معاصر اردشیر اول و داریوش دوم هخامنشی نیز از سكه زرین داریوش با عنوان استتر(استیر) نام برده است (استتر دریكوس با وزن ۴۲/۸).
از سوی دیگر، به نظر محققان معاصر اصطلاح یونانی دریك می تواند به پارسی قدیم برگشت داده شود.
(
dari- «golden» ) قدیمی ترین نظریه درمورد دریك در كتیبه محاسبه حسابهای سال (۸-۴۲۹ ق.م) كاهنه های مسئول نظارت گنجینه معبد پارتنون آتن و دیگر خدایان آتن یافت شده است. از آنجایی كه دریك تنها سكه رایج زمان خود بود در میان یونانیان این اصطلاح برای هر نوع سكه طلا بكار برده می شد. به عنوان مثال استاتر جذب شده توسط فیلیپ نیز دریك نامیده می شد.(dareikoiphilippeioi )
وزن «دریك» جدید از شكل(
shekele) بین النهرین گرفته شده است. (imina:ca.504gr ,1/۶۰ mina: 8/۴۰gr بنابراین داریوش تدبیری اندیشید كه پولهای او دارای وزنی باشد كه مورد قبول شهرهای بازرگانی ایونی واقع شود، البته وزن دریك (gr 8/۴) قدری بیشتر از سكه هایكرزوس بود كه ۱۷/۸
گرم وزن داشت.
«دریك» به طور قطع اولین سكه ایرانی است كه از حیث وزن، نوع و سبك شكل چهارگوش آن به سكه های كرزوس شباهتی ندارد (سرشیر و دایره) و از سكه های لیدی سنگین تر و خالص تر است. سكه های هخامنشی فاقد تاریخ می باشد ولی در روی بعضی از سكه های نقره به وسیله چند خط موازی عمودی تعداد سالهای حكومت شاه مشخص شده است.
سكه های طلا محدود بود چون طلا را بیشتر به طور شمش در خزائن نگاه می داشتند؛ سكه های دریك و سایر سكه های هخامنشی نسبت به سكه های اشكانی و ساسانی كمتر به دست آمده است چون اصولاً مسكوكات پس از انقراض یك سلسله و روی كارآمدن سلسله جدید ذوب و از فلز آن برای ضرب سكه حكومت جدید استفاده می شد و یكی از دلایل كمیاب بودن سكه های هخامنشی همین مهم است.
نخستین سكه دریك شاید حدود
۵۱۴
قبل از میلاد و كمی بعد از آغاز بنای تخت جمشید ضرب شده باشد. زیرا در لوحه های طلا و نقره مكشوفه در صندوق سنگینی در گوشه تالار آپادان هشت عدد سكه لیدی و چهار عدد سكه نقره یونانی یافت شده است. در حالی كه اگر سكه دریك زده شده بود لزومی نداشت سكه لیدی كه سكه یك كشور پادشاهی هخامنشی بود گذاشته شود.
بنابراین در این زمان داریوش هنوز اقدام به ضرب دریك و شكل نكرده بود. طبق مطالعات جدید مایكل ویكرس تاریخ انتشار اولین سكه با نقش كماندار شاهی پس از
۴۹۰
قبل از میلاد است.
دریك و شكل هر دو به شكل عدسی و از فلزی ضخیم بیضی شكل پشت و رو مسطح است. در روی سكه این نقش به چشم می خورد: شاه شاهان ایستاده و تاج كنگره داری بر سر دارد، تاج مشخصه ای است كه او را از سایر ساتراپهای تابعه ممتاز می كند؛ با زانوی خمیده كه زانوی راست او به سمت جلو و پای چپ به طرف عقب متمایل است و كمان و نیزه ای كه انتهای آن به گویی نقره ای منتهی می شود. یك تیردان مملو از تیر در پشت شاه دیده می شود. یونانیان با در نظرگرفتن خصوصیات دریك بدان نام عمومی كماندار دادند (قرن
۵
قبل از میلاد) لباس شاه عبارت از ردایی با چینهای زیادی كه در روی بازوها و سراسر اندام خورده است.
این ردا كه زانوی چپ او خالی گذاشته شده است با یك حاشیه مضرس از شرابه های مدور زینت شده است. لباس به وسیله كمربندی بدور كمر بسته شده است و تنها در روی سكه های شكل و گاهی به ندرت در روی دریكها شاه خنجری به جای نیزه در دست راست دارد.
دریكهای كمیابی وجود دارد كه شاه را در حال چرخاندن شمشیر نشان می دهد و یا وی به زانو نشسته و به تیراندازی مشغول است. پشت سكه دریك به استثناء موارد خاص از فرورفتگی های چهارگوش و گود و ناهمواریهای غیرمنظم روی تمام سطح سكه پوشیده شده است. فرورفتگی های نقوش و خطوط زمانی به طرف طول و گاهی به سوی عرض سكه متمایل می باشد. سطح مقعر مربع و یا مستطیل كه در پشت سكه های اولیه مشاهده می شود نشانه قسمت برجسته سندان بوده است كه فلز عدسی شكل در روی آن برای جلوگیری از لغزیدن در زمانی كه چكش به آن اصابت می كرد گذاشته می شد. جانشین داریوش، خشایارشا به نوبه خود سكه دریك را ضرب كرد. او سعی نكرد بیشتر از پدرش در ویژگی های هنری دریك تغییری به وجود آورد و ما همان نقش كماندار را در روی قطعات سكه مشاهده می كنیم.
در پشت بیضی شكل سكه نیز یك فرورفتگی وجود دارد كه چهارگوش تو خالی نامیده می شود و برای آسان تر كردن میزان درجه ضرب سكه موثر است. در نتیجه در شكل، وزن و عیار سكه طلای دریك از زمان داریوش كبیر تا داریوش سوم یعنی مدت نزدیك دو قرن تغییر محسوسی حاصل نشده است. در اواخر دوران پادشاهی هخامنشیان سكه های دو دریكی به وزن
۶۵/۱۶ گرم به وجود آمد. بر روی این سكه ها نقش شیارهای مواج، نقش دو هلال و یا نقش قسمت جلوی كشتی دیده می شود. ضرب دریكها با سقوط امپراطوری هخامنشیان در سال ۳۰۳
قبل از میلاد متوقف می شود.
تغییر تصویر روی سكه های هخامنشی كاملاً مورد قبول واقع نشده است. اخیراً بحث شده است توسط دیویداسترونچ كه این تصویر از آن امپراطور، قهرمان شاهی یا تجسم خدای ویژه است. این تصویر همانند، نیز در شاخه های دیگر هنر هخامنشی با یك استثناء در مورد مهر متقاعد كننده نیست و عناصر تركیب بندی شدیداً در سنت ایران باستان ثابت می شود.
شكل (
shekel
)
اما سكه دیگری كه در این دوره ضرب آن آغاز و سپس در سراسر امپراطوری رواج می یابد شكل می باشد. داریوش تقارن ضرب سكه استاتر از طلای خالص به نام خود سكه دیگری از نقره به همان شكل دریك و متناسب با آن به وجود آورد. درخم با وزن
۶۰/۵ گرم كه به تدریج تحت عنوان شكل یا سیكل رایج و مورد مطالعه عمومی قرار گرفت و این همان نامی است كه مورخان آن را به نام درخم ایران و یا دریك نقره می نامند. وزن شكل نقره بر پایه استاترنقره كرزوس ادامه داده شد. (۱۰.۴۵-۹۲gr) و ضرب نصف شكل (ca.۵.۵gr)
نوع شكل در مدت یك قرن بدون هیچ گونه تغییری باقی می ماند در حالی كه كماندار در زمان خشایارشا دوم (مئه لون) یا به كلی از میان رفت یا در وضع آن تغییرات زیادی پدید آمد. به جای یك كماندار كه در دست كمانی و در دست دیگر نیزه ای داشت از این زمان به بعد در روی شكلها كماندار مانند هرالكس در سكه های تازوس در حال تیرانداختن مشاهده می شود.
در روی بسیاری از دودریكها و بطور نادر در روی دریكها علامات و حروف رمز یا الفبای یونانی مشاهده می شود كه مطالعه آنها برای طبقه بندی زمانی و یا تشخیص نوع سكه ها اهمیت شایانی دارد. این علامات و حروف رمز اولین بار در سكه های كیلیكیه و یا حتی آنهایی كه دارای خطوط آرامی هستند مشاهده شده است. در اثر آزادی دادن شاهنشاهان هخامنشی به حكام و ساتراپها و سلاطین تابعه و تحت الحمایه خط محلی در روی سكه ها به كار برده می شده است. خط یونانی بر سكه های شهرهای آسیای صغیر و مستعمره های یونانی به چشم می خورد. بیشتر سكه های فرمانروایان كه به سكه های ساتراپی معروف است به خط آرامی می باشد كه در آن زمان معمول بوده و بطور عادی در ایران رواج داشت؛ زیرا خط میخی مخصوص نوشته ها و كتیبه های دربار شاهی بود و بر روی سكه ها به كار نرفته است.
در مورد محل ضرب سكه های هخامنشی مشكل اصلی شناختن مكانهای مختلف ضرب سكه تنها با مقایسه یافته های جدید متمركز شده و سر سكه های تاریخدار و مطالعه شده حل می شود. با این حال بطور یقین ساردس مكان یك ضرابخانه بزرگ در اداره كل هخامنشی برای تمام آسیایی صغیر بود. شهری كه قبلاً نخستین سكه های شاهان لیدی ضرب می شد و سپس به وسیله هخامنشیان آماده بكار نگهداشته شد.
بنابراین می توان چنین عنوان كرد كه دریكها و دو دریكها و شكلها و برخی از سكه های نقره كه به وسیله ساتراپها و سلسله های تابعه ضرب شده اند، عموماً دارای نقش كماندار پارس یا تصویر شاهی كه با شیر می جنگد و یا در گردونه خود ایستاده است، هستند. در بعضی از انواع سكه ها تصاویری شبیه به شاهنشاهان مختلف هخامنشی از زمان داریوش اول تا داریوش سوم مشاهده می شود. سكه های داریوش از نظر سبك بهترین سكه هاست. داریوش دارای ریشی است كه در روی سینه او گسترده شده، بینی او كشیده و منظم است. موهای او در پشت سرش گره خورده و تاج او قدری برآمده و به پنج كنگره زینت شده است.



منابع:

همه سكه ها حرف می زنند
ندا آمیغی - كارشناس باستانشناسی

-احسانی، محمدتقی، هفت هزار سال هنر فلزكاری در ایران، تهران، شركت علمی فرهنگی،
۱۳۶۸.
-بابلون، ارنست، سكه های شاهان هخامنشی، تهران، چاپخانه بهمن،
۱۳۵۸.
-ملكزاده بیانی، تاریخ سكه از قدیمی ترین ازمنه تا دوره ساسانیان، ج،
۱ ،۲ چ ،۴ تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰.
-ملكزاده بیانی، سكه و هنر، مجله سخن، دوره ،
۱۲ بهمن و اسفند ۱۳۴۰ ش ،۱۰۱۱.
-سامی، علی، تمدن هخامنشی، ج،
۲ شیراز، چاپخانه موسوی.
-دارك. كن.آر، مبانی نظری باستان شناسی، تهران، مركز نشر دانشگاهی
۱۳۷۹.

«
Daric» Encyclopaedia «coinage»
Godard, A.(1962) . - The art of Iran


جنس سر سكه ها :

چون جنس سرسكه از آهن یا برنز بود اغلب پس از استعمال زیاد حالت ساییدگی پیدا می نمود . چنانچه این سائیدگی در بعضی از سكه ها مشاهده می شود . از این رو ضرابخانه هابایستی سر سكه های متعددی داشته باشند تا بتوانند به موقع از آنها استفاده كنند .
جنس فلزات :


قسمت مهمی كه درسكه قابل ملاحظه است . نوع و جنس فلزات است . چون در دوران بسیار قدیم از عهدةتصفیه بر نمی آمدند و نمی توانستند آن حد را كه لازم بود فلز را خالص كنند و ازموادخارجی جدا نمایند . ناچار فلزات را به همان وضعی كه استخراج می شده به كار میبردند . برای اولین بار در حدود هزارة چهارم استعمال آن بیشتر گردید ، چنانچه مس راذوب كرده و با آن اشیایی مانند تبر و خنجر ساختند . در مصر در هزارة پنجم یا ششمقبل از میلاد ، عصر فلز شروع شد . جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادی و قدرتمالی آن می باشد ، مثلاً سكه های هخامنشی علاوه بر آن كه مزد مزدوران خارجی بود ،در سراسر یونان نیز در جریان بود و با كمال میل و رغبت خارجی ها متاع و كالای خودرا در مقابل دریافت آن به فروش می رساندند . از آین رو جنس فلز تأثیری فراوان درگردش سكه داشت و اساس مهم اقتصاد در دنیای قدیم تا به امروز بوده است .
اوضاع اقتصادی و واحد پول در بابل :


تسلط ایرانیان در بابل امور بازرگانی بابلیان را از جریان عادی خارج ننمود، منافع و نزول پول در حدود 20 درصد بود نقره واحد پول محسوب می شد و گاهی در مقابلطلا نیز معاملات انجام می گرفت اما مسكوك طلا معمول نگشته بود . مس مدتی جای نقرهرا گرفت ولی بعداً متروك گردید .

پول كه ساده ترین روش و وسیلة مبادلة استاولین بار در لیدی بوجود آمد و در آغاز قطعه فلزی بود ، مخلوط از تقره و طلا ( 30درصد این سكه ها نقره بود ) كه هر شهر علامت خود و یا تصاویر دیگری را بر آن نقش میكرد . شهرهای یونانی واسطه انتقال آن به یونان شدند . در نتیجه رواج پول ، رژیمسیاسی و اجتماعی كه از قرنها پیش در اژه معمول شده بود . متزلزل شد . و جای خود رابه رژیم جدیدی داد
.

«
كروزسی پادشاه لیدی دو نوع سكه طلا و یك نوع سكةنقره رواج داد .


- نوع اول طلای خالص : استاتر 17/8 گرم ـ نیم استاتر 08/4 گرم ـاستاتر 72/2 گرم ـ استاتر 36/1 گرم ـ 68/0 گرم
ـ سكه های نقره : استاتر 89/10 گرم ـنیم استاتر : 44/5 گرم ـ استاتر ( ترتیه ) : 63/3 گرم
ـ استاتر ( هكته ) : 81/1 گرمـ استاتر ( همی هكته ) : 90/0 گرم .

بدین ترتیب یك استاتر نقره ده گرم و هشتاد و نهصدم گرم وزن داشت و ده سكه نقره به وزن 90/108 گرم با یك استاتر طلا به وزن 17/8گرم مبادله می شد . با رعایت نسبت یك به سیزده »




طبقه بندی: سکه شناسی وتاریخ سکه ها، 
[ شنبه 14 اسفند 1389 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :