تبلیغات
معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com

معرق چوب و آشنائی باآثار(خاتم وخاتم سازی وغیره....mehr54.b36@gmail.com
هرانسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگرانسان میخواهددگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغازکند 
قالب وبلاگ

 

مقدمه تاریخی

معرق در معنای كلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است كه از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شكل می گیرد.

تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر كاشی كاری ، بدون شك رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تكوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه كه در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد كرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی كاشی كاری بدین سبك است.

كاشی كاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شكوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر كاشی كاری پدید آمد. این شكوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز كاشی كاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی كه در كاشی كاری معرق به كار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای كاشی كاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشكال مانند اسلحه جنگی در هنر كاشی كاری دوران قاجاریه نمایان شد .

از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی كمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن كوشا بوده اند.

وجه تشابه كاشی كاری معرق با معرق كاری روی چوب در شیوه ی عمل است كه در هر دو ،  نقش ها از تركیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شكل می گیرد.

یكی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است كه در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شكل تقسیم شده است:

مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی  چوب برجسته و مسطحی است كه نقشهای اسلیمی معرق كاری شده در این قسمت جای گرفته است.

سابقه ی معرق كاری و آموزش آن در اداره كل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر كشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یكی از واحدهای اداره كل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تكامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره كل در سال 1346 به اداره ی كارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یكی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذكور به اداره ی كارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی كل هنرهای سنتی دنبال كرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشكیل می دادند كه  طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.

از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به كاركرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره كل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در كنارآن كارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید كمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

در طی سالیان، معرق همپای حركت زمان پیشرفت كرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حركت این هنر، باید به اولین كارگاه منبت و معرق اشاره كرد كه در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره كرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد كرد. ابتدا اهم فعالیت آن كارگاه، منبت كاری بود و به تدریج در كنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تكیه گاه صندلی به كار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می كردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذكر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.

در آن ایام، شیوه معرق كاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق كه هنرمندان ابتدا به وسیله  كارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می كندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای كه اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چكی، دوربُری می كردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین تاریخی كه در مورد اشباع نقش های كنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار كار است كه به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یك زن است كه توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اكنون دو تابلوی مذكور در نمایشگاه اداره كل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.

عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای كندن سطح چوب به فكر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از كنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .

نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است كه نقش پیكار دو سوار با یك شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان كلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اكنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.

به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شكارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج كرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود كه همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فكری این نوآوری از نقش های منبت كاری شده ی درهای كاخ مرمر شكل گرفت.

تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این كه محمد طاهر امامی كه در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به كارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یك راكت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )

در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق كاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد كه هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی تركیب یافته از جوهر نیكروزین، پارافین و لاك الكل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم كرد. لازم به توضیح است كه تا قبل از شناخته شدن جوهر نیكروزین برای سیاه كردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می كوبیدند و سپس در الكل حل كرده و مقداری پارافین به آن اضافه می كردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می كردند.

این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یك پاراوان كوچك با نقش گل و مرغ  توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه كه به شیوه ی  معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبك معرق در میان انواع آن جای گرفت.

در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد كه مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و كاملاً برجسته است و تنها به وسیله یكی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.

در میان آثار معرق روی چوب كه تاكنون به وجود آمده ، «معرق خاتم»  چنانكه از نامش برمی آید، تركیبی از دو هنر بیان شده است كه مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ كرده است. از بدو پیدایش كارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی  معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به كار گرفته می شد.   

در سال 1337 در كارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذكور از برش های خاتم با رنگهای متنوع استفاده كردند كه همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یك طوطی از خاتم های رنگی شد كه در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط كارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اكبر سریری نخستین هنرمندی بود كه از این شیوه جهت ایجاد نقش یك پرنده بر روی تابلو استفاده كرد و بدین ترتیب این سبك معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.

در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبك امپرسیونیسم از طبیعت یك روستا كه توسط رضا شهابی  (یكی از شاگردان كمال الملك) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبك یاد شده به صورت معرق ساخته شد.

از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم كه  این تحولات عبارتند از :

- نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، كه تحولی در تركیب بندی های سطح گذاشته است.

- استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

- نمایش نقش در دو سطح 

- نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر

|

شاید بتوان تاریخ شروع منبت کاری، به معنای کنده کاری روی چوب را زمانی دانست، که انسان نخستین بار با ابزاری برنده چوب را تراشیده است. ولی مدار معتبری از پیشینیان این هنر، در دست نداریم. زیرا عمر چوب کوتاه است و به مرور زمان از بین می رود. اما در کشور ما، آثاری از منبت کاری های نسبتاً قدیمی بر روی درب مقابر ائمه اطهار، امام زاده ها (ع) و منبرها به جای مانده است، که حدود 900 تا 100 سال قدمت دارند. اکنون قدمی ترین درب چوبی منبت کاری شده در موزه اکبر آباد هندوستان نگهداری می شود، که متعلق به کاخ سلطان محمود غزنوی بوده است.

در ایران نیز، چند درب چوبی متعلق به قرون چهارم و پنجم هجری موجود است. کنده کاری این درب ها به صورت شاخ و برگ و کتیبه های مختلف ، با آیه های قرآنی است (در اصفهان و قزوین). یکی از زیباترین آثار منبت کاری ایران، رحلی است که در موزه متروپولتین نیویورک نگهداری می شود که علاوه بر تزئینات شاخ و برگ به سبک ساسانی ، نام 12 تن از ائمه معصومین (ع) بر روی آن دیده می شود. در عصر حاضر نیز، هنر صنعت منبت ، در گوشه و کنار ایران و استان همدان رواج دارد.
در استان همدان، برای منبت کاری ، معمولاً از چوب های آبنوس ، شمشاد و گردو استفاده می کنند. ولی چوب های گردو و آبنوس ، چون محکم تر و چرب تر هستند ، دوام بیشتری دارند. ولی در ایران و خصوصاً استان همدان، به خاطر فراوانی چوب گردو، اکثراً از این نوع چوب استفاده می کنند.

تولید انواع صنایع دستی چوبی مانند: خراطی ، ظریف کاری ، منبت کاری ، از دیرباز در مناطق شهری تویسرکان ، ملایر و سرکان رواج داشته است. در سالهای اخیر علاوه بر شهرهای مذکور در روستاهای جیجانکوه و اشترمل ، از توابع تویسرکان و روستاهای دهنو، آورزمان، حسین آباد شاملو و بخش جوکار از توابع ملایر نیز، به تولید این صنعت می پردازند.
شایان ذکر است، که در روستاهای جیجانکوه و اشترمل تعداد کثیری از اهالی  به  تولید  مصنوعات منبت  اشتغال دارند ، تا جایی که به یکی از مراکز مهم این صنعت، از لحاظ کمی و کیفی مبدل شده اند. نوع تولیدات منبت استان معمولاً شامل : تخت خواب، پا تختی، انواع میز توالت، میزگرد، میز عسلی، میز غذا خوری ، مبل، انواع کمد بوفه، ویترین ، کنسول و غیره می باشند.

 




طبقه بندی: تاریخچه هنر معرق، 
[ پنجشنبه 18 فروردین 1390 ] [ 07:46 ق.ظ ] [ مرتضی اسکندرنژاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


معرق چوب
شاید گفتن تاریخ دقیق از قدمت معرق چوب كاری ساده نباشد . چوب به خاطر تشكیل مواد اولیه ساخت این هنر كه چوب می باشد و خاصیت خاص آن و روشهای نگهداری آن در دوران مختلف باعث شده كه نتوان قدمت دقیق آن را پیدا كرد اما حداقل به جرأت می توان گفت یكی از آثار بدست آمده در كاوشهای باستان شناسی و همچنین در كتیبه های بدست آمده در تخت جمشید به لوحهایی برمی خوریم حاكی از اینكه به كارگران و هنرمندان دستمزد برای تزئینات روی درب های چوبی تخت جمشید پرداخت می گردیده كه همه دلالت بر قدمت این هنر چند هزار ساله دارند. آنچیزی كه مسلم است به علت نوع ابزار خاص آن زمان از ظرافت و روشهای ویژه برخوردار بوده و عموماً از اشكال هندسی كنار هم گذاشته شده شكل می گرفته است. به مرور زمان با پیشرفت تكنولوژی و ابزار مناسب این هنر دستخوش تغییرات در روش اجرا و طرح شد با ورود اسلام به ایران این هنر در مكانهای مقدس مذهبی نمو پیدا كرد كه نمونه آن را روی درب های مساجد ایرانی میتوان یافت . یكی از قدیمی ترین این آثار درب معرق كاری شده موجود در موزه مركزی آستان قدس رضوی متعلق به قرن هشتم هجری می باشد كه قسمتی از آن معرق سطح آن در دوره های بعد مرمت و بازسازی شده است « متأسفانه از تاریخ مرمت این اثر معلوم نمی باشد. » پس از ورود كمان اره مویی به شكل جدید و تیغ های ریز تحولی نو در این هنر پدید آمد كه میتوان به صورت زیر آن را بیان كرد .
پیدایش معرق :
در باورهای مردم پیدایش معرق « موزائیك اینگونه بیان شده » خداوند هنر « زیرنویسی »
هنگامی كه ............ الهه عشق و هنر خواست هنر را بدون واسطه به انسانها بدهد به مزها دستور داد كه فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده او باشند و انسانها كه عشق را احساس كردند برای تشكر از فرستاده الهه عشق مجسمه آنها را درست كرده و در محلی نگهداری می كردند كه به این محل نگهداری موزه می گفتند كه در حال حاضر به محل نگهداری آثار هنری خود میگوئیم و برای تشكر از مزها با ادوات موسیقی مینواختند و جشن و پایكوبی میكردند كه به این موزیك می گفتند و به تزئینات داخل موزه كه بدون هیچ شكل هندسی خاص بود و از كنار هم قرار گرفتن قطعات مختلف برای نشان دادن یك طرح خاص بود موزائیك میگفتند كه پس از ورود اسلام به ایران واژه موزائیك به معرق تبدیل شد.
البته همانطور كه در تاریخچه معرق روكش و خاتم ذكر شده این هنر در مناطق مختلف دارای سبك ها و روش های مختلف می باشد و بسته به منطقه خاص خود و عوامل محیطی نوع اجرای آن متفاوت بوده است مثلاً معرق روكش به خاطر وجود صنعت روكش سازی در مصر باستان دارای قدمت حداقل 3000 سال قبل از میلاد می باشد ( رجوع شود به تاریخچه معرق روكش ) و معرق درون چوب ( رجوع شود به معرق سبك هندسی ) در جنوب شرقی آسیا با روش خاص كار می شده است.
اما در ایران به خاطر اینكه همزمان با ساخت بنا نما هم ساخته می شد می توان آن را خاصیت اصلی و پیدایش این سبك معرق دانست.
در ابتدا هنگام ساخت بنا ،‌ قسمتی كه نما كار می شد را قبلاً لعاب داده و همزمان در موقع ساخت درجای خود نصب می گردید ( آجر لعابدار ) سپس با پیشرفت تكنولوژی ساخت بناها جای نما را خالی گذاشته « معرق كاشی » و سطح را بعداً با قطعات مختلف پر می كردند .
در وسایل كاربردی مانند صندوقچه ها و شانه ها و ... چوبی اوایل عموماً از عاج و استخوان و سنگهای قیمتی كار می شد كه سپس این موارد جای خود را به چوبهای رنگی داد . جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تاریخ هنر ایران . »
متأسفانه بعلت كمبود منابع و مأخذهای مستند و اینكه كارهای كارشناسی شده در قدمت رشته های هنری بسیار به ندرت توسط خود ایرانیان انجام شده و حتی گاه ندانسته از تحقیقات مغرضانه مورخین و نویسندگان خارجی بهره برده اند این هنر ایرانی را دارای خواستگاه خارجی میدانند مثلاً رومیان برای كوچك جلوه دادن شكست خود از شاپور اول معرق سنگهای «موزائیك» كار شده در كاخ شاپور را كار اسیران رومی می دانند در صورتی كه عظمت و معماری خاص بكار رفته در آنجا را كه نشان دهنده تفكر و ذوق ایرانی است را نادیده می گرفتند . امید است كه جوانان عزیز ایرانی با تأمل در گذشته خود بهتر خود و كشور خویش را بشناسند . زیرا هنر و فرهنگ یك ملت هویت هر شخص می باشد

09381456002
09124127992
هنر بهتر از گوهر نامدار
هنرمند را گوهر آید به کار
تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :